تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٠
سپس مىفرمايد: «اگر خداوند مىخواست، مىتوانست همه شما را امت واحدى قرار دهد و همه را پيرو يك آئين سازد، ولى (چنين نكرد) چرا كه مىبايست شما را با مواهبى كه داده بيازمايد»، و اين با قانون تكامل تدريجى و سير مراحل مختلف تربيتى، سازگار نبود «وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُمْ».
جمله لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُمْ: «تا شما را نسبت به آنچه داده بيازمايد» اشاره به مطلبى است كه سابقاً گفتيم: خداوند استعدادها و شايستگىهائى در وجود بشر آفريده كه در سايه «آزمايشها» در پرتو تعليمات پيامبران، آنها را پرورش مىدهد.
و به همين دليل، پس از پيمودن يك مرحله، آنها را در مرحله بالاترى قرار مىدهد، و بعد از پايان يك دوران تربيتى، دوران عالىترى را به وسيله پيامبر ديگرى به وجود مىآورد، درست همانند مراحل تحصيلى يك نوجوان در مدرسه.
سرانجام، همه اقوام و ملل را مخاطب ساخته و آنها را دعوت مىكند كه به جاى صرف نيروهاى خود در اختلاف و مشاجره، «در نيكىها بر يكديگر پيشى بگيرند» «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ».
زيرا «بازگشت همه شما به سوى خدا است و او است كه شما را از آنچه در آن اختلاف مىكنيد در روز رستاخيز آگاه خواهد ساخت» «إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ».
خلاصه اين كه: خداوند در اين آيه به چند مطلب مهم اشاره فرموده است:
به اين كه: قرآن به حق نازل شده و مطابق نشانههائى است كه در كتب پيشين در مورد آن آمده.