تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٩
يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً». «١»
و به اين ترتيب، قرآن به تعبير ساده معمولى، به اصطلاح «آب پاك» به روى دست همه ريخته است و وابستگىهاى ادعائى، خيالى، اجتماعى، نژادى و مانند آن را نسبت به يك مذهب به تنهائى بىفايده مىشمرد، و اساس را ايمان به مبانى آن مكتب و عمل به برنامههاى آن معرفى مىكند.
***
نكته:
ممكن است كسانى از جمله وَ لا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيّاً وَ لا نَصيراً: «هيچ كس را سرپرست و ياور در برابر گناهان نمىبيند» چنين استدلال كنند كه با وجود اين جمله مسأله شفاعت و مانند آن به كلى منتفى خواهد بود و آيه را دليل نفى مطلق شفاعت بگيرند.
اما همان طور كه سابقاً هم اشاره كردهايم، معنى شفاعت اين نيست كه شفيعان همانند: پيامبران، امامان و صالحان، دستگاه مستقلى در برابر خداوند دارند، بلكه شفاعت آنها نيز به فرمان خدا است و بدون اجازه او، و شايستگى و لياقت شفاعت شوندگان، هيچ گاه اقدام به شفاعت نخواهند كرد.
بنابراين، چنين شفاعتى سرانجام به خدا باز مىگردد، و شعبهاى از ولايت، نصرت و كمك و يارى خداوند محسوب مىشود.
***