تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٤
داود عليهما السلام را به عنوان نمونه مىتوان يادآور شد، و در اعصار بعد نيز، قدرت آنها با نوسانهائى ادامه داشت.
ولى با ظهور اسلام، مخصوصاً در محيط حجاز، ستاره قدرت آنها افول كرد، مبارزه پيامبر صلى الله عليه و آله با يهود «بنى النّضير»، «بنى قريظه» و «يهود خيبر» موجب نهايت ضعف آنها گرديد، در اين موقع بعضى از آنها با در نظر گرفتن قدرت و عظمت پيشين از روى استهزاء گفتند: دست خدا با زنجير بسته شده و به ما بخششى نمىكند.
گوينده اين سخن طبق نقل بعضى از مفسران «فنحاس بن عاذورا» رئيس «بنى قينقاع» يا «نباش بن قيس» طبق نقل بعضى ديگر بوده است.
و از آنجا كه بقيه نيز به گفتار او راضى بودند، قرآن اين سخن را به همه آنها نسبت داده، مىفرمايد: «يهود گفتند: دست خدا با زنجير بسته شده»! «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ».
بايد توجه داشت: «يد» در لغت عرب به معانى زيادى اطلاق مىشود كه «دست»، «نعمت»، «قدرت»، «زمامدارى و حكومت» و «تسلط» از آن معانى مىباشند. البته معنى اصلى همان «دست» است.
و از آنجا كه انسان بيشتر كارهاى مهم را با دست خود انجام مىدهد، به عنوان كنايه در معانى ديگر به كار رفته است، همان طور كه كلمه «دست» در زبان فارسى نيز چنين است.
از بسيارى از رواياتى كه از طريق اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده استفاده مىشود:
اين آيه، اشاره به اعتقادى است كه يهود درباره مسأله قضا و قدر و سرنوشت و تفويض داشتند، آنها معتقد بودند: در آغاز خلقت خداوند همه چيز را معين كرده و آنچه بايد انجام بگيرد، انجام گرفته است، كه حتى خود او هم عملًا نمىتواند