تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٩
خداوند به همان اندازه از گناهان او مىبخشد». «١»
اين جمله در حقيقت پاسخ دندانشكنى است به كسانى كه قانون قصاص را يك قانون غير عادلانه شمردهاند كه مشوّق روح آدمكشى و مُثْله كردن است؛ زيرا از مجموع آيه استفاده مىشود: اجازه قصاص براى ايجاد ترس و وحشت جانيان و در نتيجه تأمين امنيت جانى براى مردم بىگناه است، و در عين حال راه عفو و بازگشت نيز در آن گشوده شده است.
اسلام مىخواهد با ايجاد حالت ترس و اميد، هم جلو جنايت را بگيرد و هم تا آنجا كه ممكن است و شايستگى دارد، جلو شستن خون را با خون.
و در پايان آيه مىفرمايد: «كسانى كه بر طبق حكم خداوند، داورى نكنند ستمگرند» «وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ».
چه ظلمى از اين بالاتر كه ما گرفتار احساسات و عواطف كاذبى شده و از شخص قاتل به بهانه اين كه خون را با خون نبايد شست، به كلّى صرفنظر كنيم، دست قاتلان را براى قتلهاى ديگر باز گذاريم و به افراد بىگناه از اين رهگذر ظلم و ستم كنيم.
بايد توجه داشت كه در «تورات» كنونى نيز در فصل ٢١ «سفر خروج» اين حكم آمده است، آنجا كه مىگويد: «و اگر اذيتى ديگر رسيده باشد آنگاه، جان عوض جان بايد داده شود، چشم عوض چشم، دندان به عوض دندان، دست به عوض دست، پا به عوض پا، سوختن به عوض سوختن، زخم به عوض زخم،