تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٨
١٠٩- آرى، شما همانها هستيد كه در زندگى اين جهان، از آنان دفاع كرديد! اما كيست كه در برابر خداوند، در روز رستاخيز از آنها دفاع كند؟! يا چه كسى است كه وكيل و حامى آنها باشد؟!
شأن نزول:
در شأن نزول دو آيه اول از آيات فوق جريان مفصلى نقل شده كه خلاصهاش اين است:
طايفه «بنى ابيرق» طايفهاى نسبتاً معروف بودند، سه برادر از اين طايفه «بُشر»، «بشير» و «مبشّر» نام داشتند.
«بشير» به خانه مسلمانى به نام «رفاعه» دستبرد زد و شمشير، زره و مقدارى از مواد غذائى را به سرقت برد.
فرزند برادر او به نام «قتاده» كه از مجاهدان «بدر» بود، جريان را به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد.
ولى آن سه برادر يكى از مسلمانان با ايمان به نام «لبيد» را كه در آن خانه با آنها زندگى مىكرد، در اين جريان متهم ساختند.
«لبيد» از اين تهمتِ ناروا سخت برآشفت، شمشير كشيد، به سوى آنها آمد و فرياد زد كه مرا متهم به سرقت مىكنيد؟ در حالى كه شما به اين كار سزاوارتريد.
شما همان منافقانى هستيد كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را هَجْو مىكرديد و اشعار هجو خود را به قريش نسبت مىداديد، يا بايد اين تهمت را كه به من زدهايد ثابت كنيد، يا شمشير خود را بر شما فرود مىآورم!
برادران سارق كه چنين ديدند، با او مدارا كردند، اما چون با خبر شدند جريان به وسيله «قتاده» به گوش پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده، يكى از سخنوران قبيله خود