تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢
شك نيست كه منظور از كلمه «آدم» در اينجا همان آدم معروف، پدر نخستينِ نسلهاى كنونى است و اين كه بعضى احتمال دادهاند: منظور از آن مردى به نام «آدم» از قبيله «بنى اسرائيل» بوده، بىاساس است؛ زيرا اين كلمه كراراً در قرآن مجيد به همين معنى آمده است و اگر در اينجا معنى ديگرى داشت، لازم بود قرينهاى ذكر شود، اما آيه: «مِنْ أَجْلِ ذلِك ...» كه تفسير آن به زودى خواهد آمد، هرگز نمىتواند قرينهاى بر اين معنى بوده باشد، چنان كه خواهيم گفت.
پس از آن، به شرح داستان مىپردازد و مىگويد: «در آن هنگام كه هر كدام كارى براى تقرب به پروردگار انجام دادند، اما از يكى پذيرفته شد و از ديگر پذيرفته نشد» «إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ».
و همين موضوع، سبب شد برادرى كه عملش قبول نشده بود، ديگرى را تهديد به قتل كند، و «سوگند ياد نمود كه تو را خواهم كشت»! «قالَ لَا قْتُلَنَّكَ».
اما برادر دوم او را نصيحت كرده، گفت: اگر چنين جريانى پيش آمده گناه من نيست، ايراد متوجه خود تو است كه عملت با تقوا و پرهيزگارى همراه نبوده است؛ چرا كه «خدا تنها از پرهيزگاران مىپذيرد» «قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ».
***
آنگاه اضافه كرد: حتى «اگر تو، به تهديدت جامه عمل بپوشانى و دست به كشتن من دراز كنى، من هرگز مقابله به مثل نخواهم كرد و دست به قتل تو نمىگشايم» «لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَني ما أَنَا بِباسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِا قْتُلَكَ».
«چرا كه من از پروردگار جهانيان مىترسم و هرگز دست به چنين گناهى نمىآلايم» «إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمينَ».
***