تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٩
مَعَكُمْ».
آيا كمكهاى ارزنده ما مؤثر در غلبه و پيروزى شما نبود؟ بنابراين ما هم در تمام اين موفقيتها و نتايج معنوى و مادى آن شريك و سهيميم.
اما اگر بهرهاى از اين پيروزى نصيب دشمنان اسلام شود، فوراً خود را به آنها نزديك كرده، مراتب رضايتمندى خويش را به آنها اعلام مىدارند و خود را سهيم آنها مىدانند، مىفرمايد: «اگر پيروزى نصيب كافران شود به آنها مىگويند: مگر ما نبوديم كه شما را تشويق به مبارزه با مسلمانان و عدم تسليم در برابر آنها كرديم، بنابراين ما هم در اين پيروزىها سهمى داريم»! «وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرينَ نَصيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنينَ». «١»
به اين ترتيب، اين دسته با فرصتطلبى مخصوص خود، مىخواهند در صورت پيروزى مؤمنان در افتخارات و حتى در غنائم آنان شركت جويند، و منتى هم بر آنها بگذارند، و در صورت پيروزى كفار خوشحالند و با مصمم ساختن آنها در كفرشان و جاسوسى به نفع آنان، مقدمات اين پيروزى را فراهم مىسازند.
گاهى «رفيق قافله» اند و گاهى «شريك دزد» و عمرى را با اين دو دوزه بازى مىگذرانند!
ولى قرآن، سرانجامِ زندگى آنها را با يك جمله كوتاه بيان كرده، مىگويد:
بالاخره روزى فرا مىرسد كه پردهها بالا مىرود و نقاب از چهره زشت آنان برداشته مىشود، آرى «در روز قيامت خداوند در ميان شما قضاوت مىكند» «فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ».