تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣٦
النزول» واحدى، صفحه ١٤٨ و در «لباب النقول» سيوطى، صفحه ٩٠ و در «تذكرة» سبط بن جوزى، صفحه ١٨ و در «نور الابصار» شبلنجى، صفحه ١٠٥ و در تفسير «طبرى»، صفحه ١٦٥ و در كتاب «الكافى الشاف» ابن حجر عسقلانى، صفحه ٥٦ و در «مفاتيح الغيب» رازى، جلد سوم، صفحه ٤٣١ و در تفسير «درّ المنثور»، جلد ٢، صفحه ٣٩٣ و در كتاب «كنز العمال»، جلد ٦، صفحه ٣٩١ و «مسند ابن مردويه» و «مسند ابن الشيخ».
اضافه بر اينها در «صحيح نسائى» و كتاب «الجمع بين الصحاح الستّه» و كتابهاى متعدد ديگرى اين احاديث آمده است. «١»
با اين حال چگونه مىتوان اين همه احاديث را ناديده گرفت، در حالى كه در شأن نزول آيات ديگر به يك يا دو روايت قناعت مىكنند.
اما گويا تعصب، اجازه نمىدهد اين همه روايات و اين همه گواهى دانشمندان درباره شأن نزول آيه فوق مورد توجه قرار گيرد.
و اگر بنا شود در تفسير آيهاى از قرآن اين همه روايات ناديده گرفته شود ما بايد در تفسير آيات قرآنى اصولًا به هيچ روايتى توجه نكنيم؛ زيرا درباره شأن نزولِ كمتر آيهاى از آيات قرآن اين همه روايت وارد شده است.
اين مسأله به قدرى روشن و آشكار بوده كه «حسّان بن ثابت» شاعر معروف عصر پيامبر صلى الله عليه و آله مضمون روايتِ فوق را در اشعار خود كه درباره على عليه السلام سروده چنين آورده است:
فَأَنْتَ الَّذِى أَعْطَيْتَ اذْ كُنْتَ راكِعاً زَكاتاً فَدَتْكَ النَّفْسُ يا خَيْرَ راكِعٍ
فَأَنْزَلَ فِيْكَ اللَّهُ خَيْرَ وِلايَةٍ وَ بَيَّنَها فِى مُحْكَماتِ الشَّرايِعِ:
يعنى: «تو بودى كه در حال ركوع زكات بخشيدى* جان به فداى تو باد اى بهترين ركوعكنندگان»!
«و به دنبال آن خداوند بهترين ولايت را درباره تو نازل كرد* و در ضمن قرآن مجيد آن را ثبت نمود». «١»
***
٢- پاسخ به هشت ايراد
جمعى از متعصبان اهل تسنن اصرار دارند كه ايرادهاى متعددى به نزول اين آيه در مورد على عليه السلام و همچنين به تفسير «ولايت» به عنوان «سرپرستى و تصرف و امامت» بنمايند كه ما ذيلًا مهمترين آنها را عنوان كرده و مورد بررسى قرار مىدهيم:
الف- استعمال جمع در مفرد
از جمله اشكالاتى كه نسبت به نزول آيه فوق در مورد على عليه السلام گرفتهاند اين است كه: آيه با توجه به كلمه «الَّذِين» كه براى جمع است، قابل تطبيق بر يك فرد نيست.
به عبارت ديگر، آيه مىگويد: «ولىّ» شما «آنهائى» هستند كه نماز را بر پا مىدارند و در حال ركوع زكات مىدهند، اين عبارت چگونه بر يك شخص مانند على عليه السلام قابل تطبيق است؟