تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣
همان طور كه در آيات قبل خوانديم، آنها از شركت در ميدان جهاد وحشت داشتند و هنگامى كه دستور جهاد صادر گرديد ناراحت شدند، قرآن به آنها در برابر اين طرز تفكر سه پاسخ مىگويد:
پاسخ اول همان بود كه در آيه قبل گذشت، كه اينها از مردم بيشتر از خدا مىترسند.
و پاسخ دوم اين كه: زندگى دنيا زودگذر است و پاداشهاى جهان ديگر براى پرهيزكاران بهتر.
و پاسخ سوم اين است كه در آيه مورد بحث مىخوانيم و آن اين كه: فرار از مرگ چه سودى براى شما مىتواند داشته باشد؟ شما در هر كجا كه باشيد مرگ به دنبالتان مىشتابد و بالاخره روزى شما را در كام خود فرو خواهد برد، حتى اگر در برجهاى محكم باشيد، پس چه بهتر كه اين مرگ حتمى و اجتنابناپذير در يك مسير سازنده و صحيح همچون جهاد انسان را دريابد، نه بيهوده و بىاثر.
مىفرمايد: «هر كجا باشيد مرگ شما را مىگيرد، اگر چه در برجهاى محكم باشيد» «أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ».
جالب توجه اين كه: در آيات متعددى از قرآن مجيد همانند آيه ٩٩ سوره «حجر» و آيه ٤٧ سوره «مدثر» از مرگ تعبير به «يقين» شده است، اشاره به اين كه: هر قوم و جمعيتى، هر عقيدهاى داشته باشند و هر چيز را بتوانند انكار كنند، اين واقعيت را نمىتوانند منكر شوند كه زندگى بالاخره پايانى دارد، و از آنجا كه بعضى از افراد به خاطر عشق به حيات، و يا به گمان اين كه: مرگ را با فنا و نابودى مطلق مساوى مىدانند، همواره از نام آن و مظاهر آن گريزانند.
اين آيات به آنها هشدار مىدهد و آيه مورد بحث با تعبير (يُدْرِكْكُم) به آنها گوشزد مىكند كه: فرار از اين واقعيت قطعى عالم هستى، بيهوده است؛ زيرا