تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣
مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ». «١»
«جوارح» در اصل، از ماده «جرح» گرفته شده كه گاهى به معنى «كسب» و گاهى به معنى «زخم» است، و به همين دليل به حيوانات صياد، اعم از پرندگان و غير پرندگان «جارحه» گفته مىشود، كه جمع آن «جوارح» است.
يعنى حيوانى كه به صيد خود زخم وارد مىكند، و يا حيوانى كه براى صاحب خود كسب مىنمايد.
و اگر به اعضاى بدن جوارح گفته مىشود، به خاطر آن است كه انسان به وسيله آنها كارى انجام مىدهد و اكتسابى مىكند.
و به اين ترتيب، جمله «وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ» تمام حيواناتى را كه براى شكار كردن تربيت مىشوند، شامل مىشود، ولى قيد «مُكَلِّبِين» كه به معنى تربيت كنندگان سگهاى شكارى است و از ماده «كلب» به معنى سگ گرفته شده است، آن را اختصاص به سگهاى شكارى مىدهد.
و به همين دليل، صيد كردن با غير سگهاى شكارى مانند: صيد به وسيله بازهاى شكارى و امثال آن را شامل نمىشود.
لذا در فقه شيعه صيد «تنها» به وسيله سگهاى شكارى مجاز است، اگر چه جمعى از مفسران و دانشمندان اهل تسنن، همه را مجاز مىدانند و قيد «مُكَلِّبِين» را به معنى وسيعى تفسير كردهاند كه اختصاصى به سگها ندارد.
ولى همان طور كه گفتيم ماده اصلى اين لغت مفهوم آن را مخصوص به تربيت سگهاى شكارى مىكند.
البته اگر حيوانات شكارى ديگر صيدى را از پاى در آورند، ولى قبل از آن كه بميرد، با آداب شرعى ذبح كنيم حلال است.
ضمناً جمله «تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ» اشاره به چند مطلب مىكند:
نخست اين كه: بايد تعليم اين گونه حيوانات استمرار يابد و اگر تعليم خود