تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦
ولى ارتباط آيه با آيات قبل و بعد كه درباره منافقان است نشان مىدهد: اين آيه بيشتر مربوط به آنها است. «١»
در هر حال، قرآن به آنها پاسخ مىگويد كه: از نظر يك موحّد و خداپرست تيزبين، همه اين حوادث، پيروزىها و شكستها از ناحيه خدا است كه بر طبق لياقتها و ارزشهاى وجودى مردم به آنها داده مىشود، مىفرمايد: «بگو: همه اينها از ناحيه خدا است» «قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ».
و در پايان آيه به عنوان اعتراض به عدم تفكر و تعمق آنها در موضوعات مختلف زندگى مىگويد: «پس چرا اينها حاضر نيستند حقايق را درك كنند»؟! «فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَديثاً».
***
سپس در آيه بعد در مورد اين مسأله، يك نظر صريح بيان مىدارد و چنين مىفرمايد: «تمام نيكىها و پيروزىها و حسناتى كه به تو مىرسد از ناحيه خدا است و آنچه از بدىها و ناراحتىها و شكستها دامنگير تو مىشود، از ناحيه خود تو است»! «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ».
توضيح اين معنى را ذيل نكتهاى خواهيد خواند.
و در پايان آيه به آنها كه شكستها و ناكامىهاى خود را به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت مىدادند و به اصطلاح در اثر قدم پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانستند، با خطاب به پيامبر چنين