تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥١
ديگر اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد اين شأن نزول، طبق قوانين قضائى اسلام داورى كرد، و از آنجا كه مدارك خائنان از نظر ظاهر محكمتر بود، حق به جانب آنها داده شد.
لذا پس از آشكار شدن واقع و رسيدن حق به حقدار، دستور مىدهد: از خداوند طلب آمرزش كند، نه به خاطر اين كه گناهى صورت گرفته است بلكه به خاطر اين كه بر اثر صحنهسازىهاى بعضى، حق مسلمانى در معرض نابودى قرار گرفته است (يعنى به اصطلاح استغفار به خاطر حكم واقعى است نه حكم ظاهرى).
احتمال سوم اين كه: استغفار در اينجا براى طرفين دعوا بوده است كه در طرح و تعقيب دعوا خلافگوئىهائى انجام دادند.
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود:
انَّما أَنَا بَشَرٌ وَ انَّكُمْ تَخْتَصِمُونَ الَىَّ وَ لَعَلَّ بَعْضَكُمْ يَكُونُ أَلْحَنَ بِحُجَّتِهِ مِنْ بَعْضٍ فَأَقْضى بِنَحْوِ ما أَسْمَعُ فَمَنْ قَضَيْتُ لَهُ مِنْ حَقِّ أَخِيْهِ شَيْئاً فَلا يَأْخُذُهُ فَانَّما أَقْطَعُ لَهُ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ!:
«من بشرى همانند شما هستم (و مأمور به ظاهرم) شايد بعضى از شما به هنگام بيان دليل خود، قوىتر از بعضى ديگر باشيد، و من هم بر طبق همان دليل قضاوت مىكنم، در عين حال بدانيد داورى من كه بر طبق ظاهر دليل طرفين صورت مىگيرد، حق واقعى را تغيير نمىدهد، بنابراين اگر من به سود كسى (طبق ظاهر) قضاوت كنم و حق ديگرى را به او بدهم پارهاى از آتش جهنم در اختيار او قرار دادهام و بايد از آن بپرهيزد». «١»