تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٢
أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ».
سپس اعلام مىدارد: «اگر اهل كتاب در برابر داورى عادلانه تو تسليم نشوند، و به آن پشت كنند، بدان، اين نشانه آن است كه گناهان آنها دامانشان را گرفته است، توفيق را از آنها سلب كرده و خدا مىخواهد آنها را به خاطر بعضى از گناهانشان مجازات كند» «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُصيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ».
ذكر بعض گناهان (نه همه آنها) ممكن است به خاطر آن باشد كه مجازات همه گناهان در زندگى دنيا انجام نمىشود و تنها قسمتى از آن دامن انسان را مىگيرد و بقيه به جهان ديگر موكول مىشود.
در اين كه: كدام «كيفر» دامن آنها را گرفت، در آيه صريحاً ذكرى از آن به ميان نيامده، ولى احتمال دارد اشاره به همان سرنوشتى باشد كه دامان يهود «مدينه» را گرفت و به خاطر خيانتهاى پى در پى مجبور شدند، خانههاى خود را رها كرده و از «مدينه» بيرون روند.
و يا اين كه: عدم توفيق آنها در پيروى از حق، خود يك نوع مجازات براى گناهان پيشين آنها بود؛ زيرا سلب موفقيت، خود يك نوع مجازات محسوب مىشود.
به عبارت ديگر، گناهان پى در پى و لجاجت، كيفرش محروم ماندن از احكام عادلانه و سرگردان شدن در بيراهههاى زندگى است.
و در پايان آيه مىفرمايد: اگر آنها در راه باطل اين همه پافشارى مىكنند، نگران مباش؛ «زيرا بسيارى از مردم فاسقند» «وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ».
در اينجا ممكن است اين ايراد بشود كه: آيه فوق دليل بر اين است كه:
امكان انحراف از حق، درباره پيامبر صلى الله عليه و آله نيز تصور مىشود و لذا خداوند به او