تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤
نكتهها:
١- جهاد اسلامى جنبه مادّى ندارد
آيه فوق به خوبى اين حقيقت را روشن مىسازد كه: هيچ مسلمانى نبايد براى هدف مادّى گام در ميدان جهاد بگذارد، و به همين دليل بايد نخستين اظهار ايمان را از طرف دشمن بپذيرد، و به نداى صلح او پاسخ گويد، اگر چه از غنائم مادّى فراوان محروم گردد؛ زيرا هدف از جهاد اسلامى توسعهطلبى و جمع غنائم نيست، بلكه هدف آزاد شدن انسانها از قيد بندگى بندگان و خداوندان زور و زر است و هر زمان كه روزنه اميدى به سوى اين حقيقت گشوده شد، بايد به سوى آن شتافت.
آيه فوق مىگويد: شما يك روز چنين افكار منحطى داشتيد و به خاطر سرمايههاى مادّى خونهائى را مىريختيد، اما امروز آن برنامه به كلّى دگرگون شده است، به علاوه، مگر خود شما به هنگام ورود در اسلام، غير از اظهار ايمان چه برنامه ديگرى داشتيد، چرا از قانونى كه خود از آن استفاده كردهايد، درباره ديگران دريغ مىنمائيد؟!
***
٢- آيا پذيرش اسلام هر كسى كه اظهار اسلام كرد، منافقپرور نيست؟
ممكن است با توجه به مضمون آيه، چنين ايراد شود كه اسلام با قبول ادعاهاى ظاهرى مردم در مورد پيوستن به اين آئين، زمينه را براى پرورش «منافق» در محيط اسلامى آماده مىكند، و با اين برنامه، ممكن است عده زيادى از آن، سوء استفاده كرده و با استتار در زير نام اسلام دست به اعمال جاسوسى و ضد اسلامى بزنند.
در پاسخ بايد گفت: شايد هيچ قانونى در جهان نباشد كه راه سوء استفاده در