تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤٧
از اينجا روشن مىشود كه اگر در اين آيه سخن از ولايت به معنى دوستى به ميان آمده،- نه به معنى سرپرستى و تصرف كه در آيات قبل بود- به خاطر آن است كه اين آيات شأن نزولى جداى از آن آيات دارد و نمىتوان يكى را بر ديگرى قرينه گرفت.
و در شأن نزول آيه دوم كه دنباله آيه قبل است، نقل شده كه: جمعى از يهود و بعضى از نصارى صداى مؤذن را كه مىشنيدند و يا قيام مسلمانان را به نماز مىديدند، شروع به مسخره و استهزاء مىكردند، قرآن مسلمانان را از طرح دوستى با اين گونه افراد بر حذر داشت. «١»
تفسير:
دوستى با اين گروهها ممنوع
خداوند در اين آيه بار ديگر به مؤمنان دستور مىدهد كه از انتخاب منافقان و دشمنان، به عنوان دوست بپرهيزند، منتها براى تحريك عواطف آنها و توجه دادن به فلسفه اين حكم، چنين مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد آنها كه آئين شما را به باد استهزاء و يا به بازى مىگيرند، چه آنها كه از اهلكتابند و چه آنها كه از مشركان و منافقانند، هيچ يك از آنان را به عنوان دوست انتخاب نكنيد» «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ».
چگونه ممكن است انسانى آئينى را بپذيرد كه زندگى مادى و معنوى خود را بر اساس آن بنا نهد، اما همواره شاهد افرادى باشد كه آن را به باد مسخره و