تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٠
اطلاق شده است (مانند آيات ١٠٩ كهف و ٢٧ لقمان).
منتها اين كلمات با هم تفاوت دارند، بعضى بسيار برجسته و بعضى نسبتاً ساده و كوچكند، و عيسى عليه السلام مخصوصاً از نظر آفرينش (علاوه بر مقام رسالت) برجستگى خاصى داشت؛ چرا كه بدون پدر آفريده شد.
در چهارمين نكته مىگويد: «عيسى عليه السلام روحى است كه از طرف خدا آفريده شد» «وَ رُوحٌ مِنْهُ».
اين تعبير كه در مورد آفرينش آدم عليه السلام و به يك معنى آفرينش تمام بشر، نيز در قرآن آمده است اشاره به عظمت آن روحى است كه خدا آفريد و در وجود انسانها عموماً و مسيح و پيامبران خصوصاً قرار داد.
گر چه بعضى خواستهاند از اين تعبير سوء استفاده كنند كه: عيسى عليه السلام جزئى از خداوند بود و تعبير «مِنْهُ» را گواه بر اين پنداشتهاند.
ولى مىدانيم: «مِنْ» در اين گونه موارد براى تبعيض نيست، بلكه به اصطلاح «مِنْ» نشويه است كه بيان سرچشمه و منشأ پيدايش چيزى مىباشد.
جالب توجه اين كه: در تواريخ مىخوانيم: «هارون الرشيد» طبيبى نصرانى داشت كه روزى با «على بن حسين واقدى»- كه از دانشمندان اسلام بود- مناظره كرده، گفت:
در كتاب آسمانى شما آيهاى وجود دارد كه مسيح عليه السلام را جزئى از خداوند معرفى كرده، سپس آيه فوق را تلاوت كرد.
«واقدى» بلافاصله در پاسخ او اين آيه از قرآن را تلاوت نمود: وَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِى السَّماواتِ وَ ما فِى الأَرْضِ جَمِيْعاً مِنْهُ:
«آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است مسخّر شما كرده و همه از ناحيه