تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨١
هستىبخش، چگونه ممكن است هستى آفرين گردد، نه تنها مفيد نخواهد بود، زيانبخش نيز خواهد بود.
و مىافزايد: شيطان سوگند ياد كرده كه چند برنامه را اجرا مىكند:
نخست اين كه گفته: «از بندگان تو نصيب معينى خواهم گرفت» «وَ قالَ لَا تَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصيباً مَفْرُوضاً».
او مىداند قدرت بر گمراه ساختن همه بندگان خدا ندارد، و تنها افراد هوسباز و ضعيف الايمان و ضعيف الاراده هستند كه در برابر او تسليم مىشوند.
***
كار ديگرى كه انجام مىدهم اين كه: «آنها را گمراه مىكنم» «وَ لَا ضِلَّنَّهُمْ».
سومين تلاشى كه مىنمايم اين كه: «با آرزوهاى دور و دراز و رنگارنگ آنها را سرگرم مىسازم» «وَ لَا مَنِّيَنَّهُمْ». «١»
چهارمين عمل اين كه: آنها را به اعمال خرافى دعوت مىكنم، از جمله:
«فرمان مىدهم كه گوشهاى چهار پايان را بشكافند و يا قطع كنند» «وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الأَنْعامِ».
و اين اشاره به يكى از اعمال زشت جاهلى است كه در ميان بتپرستان رايج بود كه گوش بعضى از چهارپايان را مىشكافتند و يا به كلى قطع مىكردند و سوار شدن بر آن را ممنوع مىدانستند و هيچگونه از آن استفاده نمىنمودند.
و پنجمين برنامه اين كه: «آنها را وادار مىسازم كه آفرينش پاك خدائى را تغيير دهند» «وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ».
اين جمله اشاره به آن است كه: خداوند در نهاد اوّلى انسان، توحيد،