تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣
در اينجا اين توهّم پيش مىآيد كه مراعات عدالت حتى در مورد محبت و علاقه قلبى نيز بايد رعايت گردد، اين كه امكانپذير نيست، بنابراين در برابر همسران متعدد چه بايد كرد؟
آيه مورد بحث به اين سؤال پاسخ مىگويد كه عدالت از نظر محبت، در ميان همسران امكانپذير نيست، مىفرمايد: «هرگز نمىتوانيد (در محبت قلبى) در ميان زنان عدالت به خرج دهيد، هر چند كوشش فراوان نمائيد» «وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ».
از جمله «وَ لَوْ حَرَصْتُمْ» استفاده مىشود: در ميان مسلمانان، افرادى بودند كه در اين زمينه سخت كوشش مىكردند و شايد علت كوشش آنها دستور مطلق به عدالت در آيه ٣ همين سوره بوده است، آنجا كه مىفرمايد: فَانْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً: «.. و اگر مىترسيد عدالت را رعايت نكنيد، يك همسر بگيريد ...».
بديهى است: يك قانون آسمانى نمىتواند بر خلاف فطرت باشد، و يا تكليف به «ما لا يطاق» كند.
از آنجا كه محبتهاى قلبى، عوامل مختلفى دارد كه بعضاً از اختيار انسان بيرون است، دستور به رعايت عدالت در مورد آن داده نشده است، ولى نسبت به اعمال، رفتار و رعايت حقوق در ميان همسران كه براى انسان، امكانپذير است روى عدالت تأكيد شده است.
در عين حال، براى اين كه مردان از اين حكم، سوء استفاده نكنند، به دنبال اين جمله مىفرمايد: «اكنون كه نمىتوانيد مساوات كامل را از نظر محبت، ميان همسران خود، رعايت كنيد، لا اقل تمام تمايل قلبى خود را متوجه يكى از آنان نسازيد، كه ديگرى به صورت شخصى بلا تكليف در آيد و حقوق او نيز عملًا