تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦
ساخت، درهاى اميد بسته خواهد شد و مرگ حتمى به دنبال آن فرا خواهد رسيد.
«شرك» چيزى است كه مركز حساس روح آدمى را از كار مىاندازد، و تاريكى و ظلمت در جان او مىپاشد و با وجود آن هيچگونه اميد نجات نيست.
اما اگر حقيقت توحيد و يكتاپرستى كه سرچشمه هر گونه فضيلت، جنبش و حركت است، زنده باشد، اميد بخشش در مورد بقيه گناهان وجود دارد، لذا قرآن كريم در اين آيه چنين مىفرمايد: «خداوند شرك به خود را نمىآمرزد، ولى كمتر از آن را براى هر كس بخواهد مىآمرزد» «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ».
همان طور كه گفتيم در همين سوره، اين آيه تكرار شده است تا آثار شرك و بتپرستى كه ساليان دراز در اعماق نفوس آن مردم لانه كرده بود، براى هميشه شستشو گردد، و آثار معنوى و مادى توحيد بر شاخسار وجود آنها آشكار شود، منتها ذيل دو آيه با هم تفاوت مختصرى دارد در اينجا مىفرمايد: «هر كس براى خدا شريكى قائل شود در گمراهى دورى گرفتار شده» «وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعيداً».
ولى در گذشته فرمود: «كسى كه براى خدا شريك قائل شود دروغ و افتراء زده و مرتكب گناه بزرگى شده است» (وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى اثْماً عَظِيْماً). «١»
در حقيقت در آنجا اشاره به مفسده بزرگ شرك از جنبه الهى و شناسائى خدا شده، و در اينجا زيانهاى غير قابل جبران آن براى خود مردم بيان گرديده است.
آنجا جنبه علمى مسأله را بررسى مىكند و اينجا جنبه عملى و نتايج خارجى