تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧
اكنون كه آنها چنين هستند «هرگز نبايد شما مسلمانان دوستانى از ميان آنها انتخاب كنيد» «فَلا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِياءَ».
مگر اين كه در كار خود تجديد نظر كنند و دست از نفاق و تخريب بردارند و نشانه آن اين است كه «از مركز كفر و نفاق به مركز اسلام (از مكّه به مدينه) مهاجرت نمايند» «حَتَّى يُهاجِرُوا في سَبيلِ اللَّهِ».
«اما اگر حاضر به مهاجرت نشدند بدانيد دست از كفر و نفاق خود بر نداشتهاند و اظهار اسلام آنها فقط به خاطر اغراض جاسوسى و تخريبى است، در اين صورت مىتوانيد هر جا بر آنها دست يافتيد، آنها را اسير كنيد و يا در صورت لزوم به قتل برسانيد» «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ».
و در پايان آيه بار ديگر تأكيد مىكند: «هيچ گاه دوست و يار و ياورى از ميان آنها انتخاب نكنيد» «وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيّاً وَ لا نَصيراً».
اين شدت عمل، كه در آيه فوق نسبت به اين دسته از منافقان نشان داده شده، به خاطر آن است كه: جز اين راهى براى نجات يك جامعه زنده در مسير انقلاب از چنگال دشمنان دوستنما و جاسوسان خطرناك، نيست.
قابل توجه اين كه: اين در حالى است كه اسلام افراد غير مسلمانى همانند يهود و نصارى را با شرائطى تحت حمايت خود قرار داده، و اجازه هيچگونه مزاحمت نسبت به آنها نمىدهد، اما در مورد اين دسته از منافقان اين چنين شدت عمل به خرج داده است.
و با اين كه آنان تظاهر به اسلام مىنمودند دستور اسارت و حتى اعدام آنان را در صورت لزوم صادر كرده است.
و اين نيست مگر به خاطر آن كه اين گونه افراد، زير پوشش اسلام مىتوانند ضربههائى بزنند كه هيچ دشمنى قادر بر آن نيست!