تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠
تأثر و «انعطافپذيرى» و تسليم در برابر حوادث بود، و به عبارت روشنتر، موجودهائى كه هيچگونه اراده و اختيارى از خود نداشتند و سرچشمه سود و زيان نبودند.
و اما كلمه «مَرِيد» از نظر ريشه لغت از ماده «مرد» (بر وزن زرد) به معنى ريختن شاخ و برگ درخت است و به همين مناسبت به نوجوانى كه هنوز مو در صورتش نروئيده «أَمْرَد» گفته مىشود.
بنابراين، «شيطان مَريد»، يعنى شيطانى كه تمام صفات فضيلت از شاخسار وجودش فرو ريخته و چيزى از نقاط قوت در او باقى نمانده است.
و يا از ماده «مُرود» (بر وزن سرود) به معنى طغيان و سركشى است يعنى معبود آنها شيطان طغيانگر و ويرانگر است.
در حقيقت، قرآن معبودهاى آنها را چنين دستهبندى كرده كه: يك دسته، بىاثرند و بىخاصيت و دسته ديگر، طغيانگرند و ويرانگر و كسى كه در برابر چنين معبودهائى سر تسليم فرود مىآورد در گمراهى آشكار است!
***
سپس در آيات بعد، اشاره به صفات شيطان، اهداف او و عداوت خاصى كه با فرزندان آدم دارد كرده، قسمتهاى مختلفى از برنامههاى او را شرح مىدهد و قبل از هر چيز مىفرمايد:
«خداوند او را از رحمت خويش دور ساخته» «لَعَنَهُ اللَّهُ».
و در حقيقت، ريشه تمام بدبختىها و ويرانگرىهاى او همين دورى از رحمت خدا است كه بر اثر كبر و نخوت دامنش را گرفت.
بديهى است چنين موجودى كه بر اثر دورى از خدا از هر گونه خير و خوبى خالى است نمىتواند اثر مفيدى در زندگى ديگران داشته باشد، و ذات نايافته از