تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
٩٣ وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظيماً
ترجمه:
٩٣- و هر كس، فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالى كه جاودانه در آن مىماند؛ و خداوند بر او غضب مىكند؛ و او را از رحمتش دور مىسازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است.
شأن نزول:
يكى از مسلمانان به نام «مقيس بن صبابه كنانى»، كشته برادر خود «هشام» را در محله «بنى النجّار» پيدا كرد، جريان را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله رسانيد، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به اتفاق «قيس بن هلال فهرى» نزد بزرگان «بنى النجّار» فرستاد و دستور داد:
اگر قاتل «هشام» را مىشناسند، او را تسليم برادرش «مقيس» نمايند و اگر نمىشناسند، خونبها و ديه او را بپردازند آنان هم چون قاتل را نمىشناختند، ديه را به صاحب خون پرداختند و او هم تحويل گرفت و به اتفاق «قيس بن هلال» به طرف «مدينه» حركت كردند در بين راه بقاياى افكار جاهليت، «مقيس» را تحريك نمود و با خود گفت: قبول ديه موجب سرشكستگى و ذلت است، لذا همسفر خود را كه از قبيله «بنى النجّار» بود به انتقام خون برادر كشت و به طرف «مكّه» فرار نمود و از اسلام نيز كنارهگيرى كرد.
پيامبر صلى الله عليه و آله هم در مقابل اين خيانت خون او را مباح نمود، و آيه فوق به همين