تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧
مسلمانى را به نام «عياش بن ابى ربيعه» به جرم گرايش به اسلام مدتها شكنجه مىداد، پس از هجرت مسلمانان به «مدينه»، «عياش» نيز به «مدينه» هجرت كرد و در شمار مسلمانان قرار گرفت.
اتفاقاً روزى در يكى از محلههاى اطراف «مدينه» با شكنجه دهنده خود «حارث بن يزيد» رو به رو شد، از فرصت استفاده كرده، او را به قتل رسانيد، به گمان اين كه: دشمنى را از پاى در آورده است، در حالى كه توجه نداشت «حارث» توبه كرده و مسلمان شده است و به سوى پيامبر صلى الله عليه و آله مىرود، جريان را به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كردند، آيه نازل شد و حكم قتلى را كه از روى اشتباه و خطا واقع شده را بيان كرد. «١»
تفسير:
احكام قتل خطا
به دليل اين كه در آيات گذشته به مسلمانان آزادى عمل براى در هم كوبيدن منافقان و دشمنان خطرناك داخلى داده شده، براى اين كه مبادا كسانى از اين قانون سوء استفاده كنند، و با افرادى كه دشمنى دارند به نام منافق بودن تصفيه حساب خصوصى نمايند.
و يا بر اثر بى مبالاتى خون بى گناهى را بريزند، در اين آيه و آيه بعد، احكام قتل خطا و قتل عمد بيان شده است، تا در مسأله ريختن خون كه از نظر اسلام موضوع فوق العاده مهم و پر مسئوليتى است رعايت تمام جهات لازم را بكنند.