تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣
٩١ سَتَجِدُونَ آخَرينَ يُريدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَ يَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فيها فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَ يُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَ يَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبيناً
ترجمه:
٩١- به زودى جمعيت ديگرى را مىيابيد كه مىخواهند هم از ناحيه شما در امان باشند، و هم از ناحيه قوم خودشان (كه مشركند؛ ولى) هر زمان آنان را به سوى فتنه (و بتپرستى) باز گردانند، با سر در آن فرو مىروند! اگر از درگيرى با شما كنار نرفتند و پيشنهاد صلح نكردند و دست از شما نكشيدند، آنها را هر جا يافتيد اسير كنيد و (يا) به قتل برسانيد! آنها كسانى هستند كه ما براى شما، تسلط آشكارى نسبت به آنان قرار دادهايم.
شأن نزول:
براى آيه فوق شأن نزولهاى مختلفى نقل شده كه يكى از مشهورترين آنها اين است:
جمعى از مردم «مكّه» به خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله مىآمدند و از روى خدعه و نيرنگ اظهار اسلام مىكردند، اما همين كه در برابر قريش و بتهاى آنها قرار مىگرفتند به نيايش و عبادت بتها مىپرداختند.
و به اين ترتيب مىخواستند از ناحيه اسلام و قريش هر دو آسودهخاطر باشند، از هر دو طرف سود ببرند و از هيچ يك زيان نبينند، و به اصطلاح در ميان