تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٢
٨٨ فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقينَ فِئَتَيْنِ وَ اللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِما كَسَبُوا أَ تُريدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبيلًا
ترجمه:
٨٨- چرا درباره منافقين دو دسته شدهايد؟! در حالى كه خداوند به خاطر اعمالشان، (افكار) آنها را كاملًا وارونه كرده است. آيا شما مىخواهيد كسانى را كه خداوند (بر اثر اعمال زشتشان) گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت.
شأن نزول:
مطابق نقل جمعى از مفسران از «ابن عباس»، عدهاى از مردم «مكّه» ظاهراً مسلمان شده بودند، ولى در واقع در صف منافقان قرار داشتند، به همين دليل حاضر به مهاجرت به «مدينه» نشدند، و عملًا هوادار و پشتيبان بتپرستان بودند.
اما سرانجام مجبور شدند از «مكّه» خارج شوند (و تا نزديكى «مدينه» بيايند و شايد هم به خاطر موقعيت ويژهاى كه داشتند براى هدف جاسوسى اين عمل را انجام دادند) و خوشحال بودند كه مسلمانان آنها را از خود مىدانند و ورود به «مدينه» طبعاً براى آنها مشكلى ايجاد نخواهد كرد.
مسلمانان از جريان آگاه شدند، ولى به زودى درباره چگونگى برخورد با اين جمع در ميان مسلمين اختلاف افتاد.
عدهاى معتقد بودند: بايد اين عده را طرد كرد؛ زيرا در واقع پشتيبان دشمنان