تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٨
راهنمائى است.
و گاهى بعد از انجام عمل است كه به معنى نجات از عواقب عمل مىباشد و هر دو مصداقِ ضميمه شدن چيزى به چيز ديگر است.
ضمناً بايد توجه داشت آيه اگر چه يك مفهوم كلى را در بر دارد و هر گونه دعوت به كار نيك و بد را شامل مىشود، اما چون در زمينه آيات جهاد وارد شده «شفاعت حسنه» اشاره به تشويق پيامبر صلى الله عليه و آله به جهاد، و «شفاعت سيئه» اشاره به تشويق منافقان به عدم جهاد است كه هر كدام سهمى از نتيجه اين كار را خواهند برد.
در ضمن تعبير به «شفاعت» در اين مورد، كه سخن از رهبرى (رهبرى به سوى نيكىها يا بدىها) در ميان مىباشد، ممكن است اشاره به اين نكته بوده باشد كه سخنان رهبر (اعم از رهبران خير و شرّ) در صورتى در ديگران نفوذ خواهد كرد كه آنها براى خود امتيازى بر ديگران قائل نباشند، بلكه خود را همدوش، همرديف و جفت آنها قرار دهند و اين مسألهاى است كه در پيشبرد هدفهاى اجتماعى فوق العاده مؤثر است.
و اگر در چندين مورد از آيات قرآن در سورههاى «شعراء»، «اعراف»، «هود»، «نمل» و «عنكبوت» مىبينيم به هنگام تعبير از پيامبران و رسولان الهى كه براى هدايت و رهبرى امتها فرستاده شدند، تعبير به «اخوهم» يا «اخاهم» (برادر آن جمعيت) شده نيز اشاره به همين نكته مىباشد. «١»
***