تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٦
«مادى» و «معنوى»، يا «دنيوى» و «اخروى» نيز بوده باشد.
بعد از آن مىگويد: «حتى اين آيات كه پرده از روى گفتار و عقائد آنان بر مىدارد، به جاى اين كه اثر مثبت در آنها بگذارد و از راه غلط باز گردند، بسيارى از آنها را روى دنده لجاجت مىافكند و طغيان و كفر آنها بيشتر مىشود» «وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً».
اما در مقابل اين گفتهها، اعتقادات ناروا و لجاجت و يكدندگى در طريق طغيان و كفر، خداوند مجازات سنگينى در اين جهان براى آنها قائل شده مىفرمايد: «ما عداوت و دشمنى در ميان آنها را تا دامنه قيامت افكنديم» «وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ».
در اين كه منظور از اين «عداوت و بغضاء» چيست؟ در ميان مفسران گفتگو است.
ولى اگر ما از وضع استثنائى و ناپايدار كنونى يهود صرفنظر كنيم و تاريخچه زندگى پراكنده و توأم با در به درى آنها را در نظر بگيريم، خواهيم ديد كه يك عامل مهم براى اين وضع خاص تاريخى، عدم وجود اتحاد و صميميت در ميان آنها در سطح جهانى بوده است.
زيرا اگر اتحاد و صميميتى در ميان آنها وجود مىداشت در طول تاريخ اين همه شاهد پراكندگى و بدبختى و در به درى نبودند.
در ذيل آيه ١٤ همين سوره توضيح بيشترى درباره مسأله عداوت و دشمنى مداوم در ميان اهل كتاب ذكر كرديم.
سپس به كوششها و تلاشهاى يهود براى برافروختن آتش جنگها و لطف خدا در مورد رهائى مسلمانان از اين آتشهاى نابود كننده اشاره كرده، مىفرمايد: «هر زمان آتشى براى جنگ افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت