تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤١
خاصى را بيان كرده است كه مخصوص به يك فرد مىشود.
د- چه زكات واجبى بر عهده على عليه السلام بود؟
مىگويند: على عليه السلام چه زكات واجبى بر ذمّه داشت؟ با اين كه از مال دنيا چيزى براى خود فراهم نساخته بود و اگر منظور صدقه مستحب است كه به آن زكات گفته نمىشود؟!
پاسخ:
اوّلًا- به گواهى تواريخ، على عليه السلام از دسترنج خود اموال فراوانى تحصيل كرد، و در راه خدا داد تا آنجا كه مىنويسند: هزار برده را از دسترنج خود آزاد نمود، به علاوه سهم او از غنائم جنگى نيز قابل ملاحظه بود.
بنابراين، اندوخته مختصرى كه زكات به آن تعلق گيرد و يا نخلستان كوچكى كه واجب باشد زكات آن را بپردازد، چيز مهمى نبوده است كه على عليه السلام فاقد آن باشد، و اين را نيز مىدانيم كه: فوريت وجوب پرداخت زكات «فوريت عرفى» است كه با خواندن يك نماز منافات ندارد.
ثانياً- اطلاق «زكات» بر «زكات مستحب» در قرآن مجيد فراوان است، در بسيارى از سورههاى مكّى كلمه «زكات» آمده، كه منظور از آن همان زكات مستحب است؛ چرا كه وجوب زكات، مسلماً بعد از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله به «مدينه»، بوده است. «١»
ه- ولايت امام بالقوّه بود نه بالفعل
مىگويند: ما اگر ايمان به خلافت بلا فصل على عليه السلام داشته باشيم بالاخره بايد قبول كنيم كه مربوط به زمان بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله بوده، بنابراين على عليه السلام در آن روز «ولىّ» نبود.