تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤
ولى حق اين است كه: اين كلمات در كلام خداوند نيز، همان معنى اصلى خود را دارد و لازمه آن جهل و عدم قدرت نيست، بلكه اين كلمات، معمولًا در جائى به كار مىرود كه براى رسيدن به هدف، مقدمات متعددى لازم است، يعنى هنگامى كه يك يا چند قسمت از اين مقدمات حاصل شود هرگز نمىتوان حكم قطعى به وجود آن هدف كرد، بلكه بايد به صورت يك حكم احتمالى بيان شود، مثلًا قرآن مجيد مىگويد:
وَ اذا قُرِءَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ:
«هنگامى كه قرآن خوانده شود، گوش كنيد و خاموش باشيد اميد است مشمول رحمت خداوند شويد». «١»
روشن است تنها با گوش دادن آيات قرآن انسان مشمول رحمت خداوند نمىشود، بلكه اين يكى از مقدمات است و مقدمات ديگر آن فهم و درك آيات، و سپس به كار بردن دستوراتى است كه در آنها آمده، لذا در اين گونه موارد نمىتوان تنها با وجود يك مقدمه، حكم قطعى به حصول نتيجه كرد، بلكه بايد به صورت يك حكم احتمالى بيان گردد.
به عبارت ديگر اين گونه تعبيرات در كلام الهى يك نوع بيدارباش و توجه دادن شنونده به اين است كه غير از اين مقدمه شرائط و مقدمات ديگرى نيز براى رسيدن به مقصد لازم است، فى المثل براى درك رحمت خدا غير از گوش فرا دادن به قرآن، عمل به آن هم لازم است.
درباره آيه مورد بحث، اين سخن نيز كاملًا مصداق دارد؛ زيرا از بين رفتن قدرت كافران تنها با دعوت مؤمنان و تشويق آنها به جهاد نيست، بلكه به دنبال آن، اجراى برنامههاى ديگر جهاد لازم است تا هدف نهائى را تحقق بخشد.