تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٧
مىايستند و جهان را پر از ايمان و عدل و داد مىكنند.»
شكى نيست: اين روايات كه در تفسير آيه وارد شده با هم تضاد ندارند؛ زيرا اين آيه همان طور كه سيره قرآن است، يك مفهوم كلّى و جامع را بيان مىكند كه على عليه السلام يا سلمان فارسى مصداقهاى مهم آن مىباشند و كسان ديگرى كه اين برنامهها را تعقيب مىكنند، نيز شامل مىشود، هر چند در روايات از آنها ذكرى نشده باشد.
ولى متأسفانه تعصبهاى قومى در مورد اين آيه، به كار افتاده و افرادى را كه هيچ گونه شايستگى ندارند و هيچ يك از صفات فوق در آنها وجود نداشته، به عنوان مصداق و شأن نزول آيه شمردهاند، تا آنجا كه «ابو موسى اشعرى»- كه با حماقت كمنظير و تاريخى خود، اسلام را به سوى پرتگاه كشانيد، و پرچمدار اسلام، على عليه السلام را در تنگناى سختى قرار داد- را از مصاديق اين آيه شمردهاند! «٢»
***
نكته:
گِله از مسلمانان حجاز
اصلاح قسمت اخير اين جلد، در جوار خانه خدا، در «مكّه» مكرّمه هنگام تشرف براى مراسم پرشكوه عمره انجام گرفت، در حالى كه قلم را به زحمت مىتوانستم به دست بگيرم و دستم ناراحت بود.
جالب اين كه: همان تعصبها را كه در كتب علمى مىبينيم به طرز شديدترى در ميان افراد عامى و حتى دانشمندان آنها در اينجا مشاهده مىكنيم.
گويا دستى در كار است كه مسلمانان هيچ گاه متحد نشوند، اين تعصب