تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٥
بايد توجه داشت: عوامزدگى، محيط زدگى، و امثال آن كه همگى نقطه مقابل اين امتياز عالى روحى هستند، سدّ راه بيشتر اصلاحات محسوب مىگردند.
و در پايان مىگويد: «به دست آوردن اين امتيازات، (علاوه بر كوشش انسان) مرهون فضل الهى است كه به هر كس بخواهد و شايسته ببيند مىدهد» «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ».
«خدا است كه دايره فضل و كرمش، وسيع و نسبت به آنها كه شايستگى دارند آگاه است» «وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ».
درباره اين كه آيه فوق، اشاره به چه اشخاصى مىكند و منظور از اين ياوران اسلام كيانند كه خدا آنها را با اين صفات ستوده است؟ در روايات اسلامى و سخنان مفسران، سخن بسيار ديده مىشود، كه به قسمتى از آن اشاره مىكنيم:
در روايات زيادى كه از طرق شيعه و اهل تسنن وارد شده مىخوانيم كه اين آيه، در مورد على عليه السلام در فتح خيبر، يا مبارزه با «ناكثين»، «قاسطين» و «مارقين» (آتشافروزان جنگ جمل، سپاه معاويه، و خوارج) نازل شده است، لذا مىبينيم پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از عدم توانائى عدهاى از فرماندهان لشگر اسلام براى فتح خيبر، يك شب در مركز سپاه اسلام رو به آنها كرده، فرمود:
لَا عْطِيَنَّ الرَّايَةَ غَداً رَجُلًا، يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يُحِبُّهُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، كَرَّاراً غَيْرَ فَرَّارٍ، لا يَرْجِعُ حَتّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلى يَدِهِ:
«به خدا سوگند، فردا پرچم را به دست كسى مىسپارم كه خدا و پيامبر را دوست مىدارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست مىدارند، پى در پى به دشمن حمله مىكند و هيچ گاه از برابر آنها نمىگريزد و از اين ميدان باز نخواهد گشت،