تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢٤
بِقَوْمٍ».
سپس صفات كسانى كه بايد اين رسالت بزرگ را انجام دهند، چنين بر مىشمارد:
١- آنها كسانى هستند كه به خدا عشق مىورزند و جز به خشنودى او نمىانديشند «هم خدا آنها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند» «يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ».
٢ و ٣- «آنها در برابر مؤمنان خاضع و مهربان، و در برابر دشمنان و ستمكاران، سرسخت، انعطافناپذير و پر قدرتند» «أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ».
٤- جهاد در راه خدا به طور مستمر از برنامههاى آنها است، «همواره در راه خدا جهاد مىكنند» «يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللَّهِ».
٥- آخرين امتيازى كه براى آنان ذكر مىكند اين است كه در راه انجام فرمان خدا و دفاع از حق «از ملامت هيچ ملامتكنندهاى نمىهراسند» «وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ».
در حقيقت، علاوه بر قدرت جسمانى، چنان شهامتى دارند كه از شكستن سنتهاى غلط و مخالفت با اكثريتهائى كه راه انحراف را پيش گرفتهاند، و با تكيه بر كثرت عددى خود ديگران را به باد استهزاء مىگيرند، پروائى ندارند.
بسيارى از افراد را مىشناسيم كه داراى صفات ممتازى هستند، اما در مقابل غوغاى محيط و هجوم افكار عوام و اكثريتهاى منحرف، بسيار محافظهكار، ترسو، و كم جرئتند، و زود در برابر آنها ميدان را خالى مىكنند.
در حالى كه، براى يك رهبر سازنده و افرادى كه براى پياده كردن افكار او وارد ميدان مىشوند، قبل از هر چيز چنين شهامتى لازم است.