تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢١
مىباشند.
يك مكتب مىگويد: از بيگانه بايد بُريد و زمام كار خود را به دست او نداد و به كمكهاى او اطمينان نكرد.
ديگرى مىگويد: در اين دنياى پر غوغا، هر شخص و ملتى تكيهگاهى مىخواهد، و گاهى مصلحت ايجاب مىكند كه اين تكيهگاه از ميان بيگانگان انتخاب شود، دوستى آنها با ارزش است و روزى، ثمربخش خواهد بود.
قرآن مكتب دوم را به شدت مىكوبد و مسلمانان را از اين طرز تفكر با صراحت و تأكيد بر حذر مىدارد.
اما متأسفانه بعضى از مسلمانان عصر ما، اين فرمان بزرگ قرآن را به دست فراموشى سپردهاند و تكيهگاههائى از ميان بيگانگان براى خود انتخاب نمودهاند، تاريخ نيز نشان مىدهد كه بسيارى از بدبختىهاى مسلمين از همين جا سرچشمه گرفته است!
«آندلس» تابلو زندهاى براى اين موضوع است و نشان مىدهد: چگونه مسلمانان با نيروى خود درخشانترين تمدنها را در آندلس ديروز و اسپانياى امروز، به وجود آوردند، اما به خاطر تكيه كردن بر بيگانه چه آسان آن را از دست دادند.
امپراطورى عظيم «عثمانى» كه در مدت كوتاهى، همانند برف در فصل تابستان به كلى آب شد، شاهد ديگرى بر اين مدعا است.
در تاريخِ معاصر نيز ضربههائى كه مسلمانان به خاطر انحراف از اين مكتب خوردهاند كم نيست، اما تعجب در اين است كه چگونه هنوز بيدار نشدهايم؟! «١»
در هر حال، بيگانه، بيگانه است و اگر يك روز منافع مشتركى با ما داشته باشد و در گامهاى محدودى همكارى كند، سرانجام در لحظات حساس نه تنها