تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٧
يعنى ايمان به خدا ايجاب مىكند كه به خاطر جلب منافع مادى با آنها همكارى نكنيد.
«أولياء» جمع «ولىّ» از ماده «ولايت» به معنى نزديكى فوق العاده ميان دو چيز است كه به معنى دوستى، و نيز به معنى همپيمانى و سرپرستى آمده است.
ولى با توجه به شأن نزول آيه، و ساير قرائنى كه در دست است، منظور از آن در اينجا اين نيست كه مسلمانان هيچگونه رابطه تجارى و اجتماعى با يهود و مسيحيان نداشته باشند، بلكه منظور اين است كه: با آنها همپيمان نگردند و در برابر دشمنان روى دوستى آنها تكيه نكنند.
مىدانيم مسأله «همپيمانى» در ميان عرب در آن زمان رواج كامل داشت و از آن به «وِلاء» تعبير مىشد.
جالب اين كه: در اينجا روى عنوان «اهل كتاب» تكيه نشده، بلكه به عنوان «يهود و نصارى» از آنها نام برده شده است، شايد اشاره به اين است كه آنها اگر به كتب آسمانى خود عمل مىكردند، همپيمانان خوبى براى شما بودند.
ولى اتحاد آنها با يكديگر روى دستور كتابهاى آسمانى نيست، بلكه روى اغراض سياسى، دستهبندىهاى نژادى و مانند آن است.
پس آنگاه، با يك جمله كوتاه، دليل اين نهى را بيان كرده، مىگويد: «هر يك از آن دو طايفه، دوست و همپيمانِ هممسلكان خود هستند» «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ».
يعنى تا زمانى كه منافع خودشان و دوستانشان مطرح است، هرگز به شما نمىپردازند.
روى اين جهت، «هر كس از شما طرح دوستى و پيمان با آنها بريزد، از نظر تقسيمبندى اجتماعى و مذهبى جزء آنها محسوب خواهد شد» «وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ