تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢
اين جمله تفسير ديگرى نيز دارد و آن اين كه: «مسيح عليه السلام به حقانيت تورات كه بر موسى بن عمران نازل شده بود، اعتراف كرد، همان طور كه تمام پيامبران آسمانى به حقانيت پيامبران پيشين، معترف بودند».
آنگاه مىگويد: «انجيل را در اختيار او گذاشتيم كه در آن هدايت و نور بود» «وَ آتَيْناهُ الإِنْجيلَ فيهِ هُدىً وَ نُورٌ».
در قرآن مجيد به «تورات»، «انجيل» و «قرآن» هر سه «نور» گفته شده است:
درباره «تورات» مىخوانيم:
«انَّا أَنْزَلْنَا التَّوْريةَ فِيْها هُدىً وَ نُورٌ». «١»
و درباره «انجيل» در آيه فوق، اطلاق نور شده.
و درباره «قرآن» مىخوانيم:
«قَدْ جائَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِيْنٌ». «٢»
در حقيقت همان طور كه تمام موجودات جهان براى ادامه حيات و زندگى خود احتياج شديد به نور دارند، آئينهاى الهى و دستورهاى كتب آسمانى نيز براى رشد و تكامل انسانها ضرورت قطعى دارد.
اصولًا ثابت شده كه تمام انرژىها، نيروها، حركات، و زيبائىها، همه از نور سرچشمه مىگيرند و اگر نور نباشد، سكوت و مرگ، همه جا را فرا خواهد گرفت.
همچنين اگر تعليمات پيامبران نباشد، همه ارزشهاى انسانى- اعم از فردى و اجتماعى- به خاموشى مىگرايد كه نمونههاى آن را در جوامع مادّى به روشنى مىبينيم.