تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠
است، به طورى كه گاه يك نفر منافق مطلب نادرستى جعل مىكند و آن را به چند نفر مىگويد، پس از آن افرادى بدون تحقيق در نشر آن مىكوشند، و شايد شاخ و برگهائى هم از خودشان بر آن مىافزايند، و بر اثر آن مقدار قابل توجهى از نيرو، فكر و وقت مردم را مشغول ساخته و اضطراب و نگرانى در مردم ايجاد مىكنند.
بسيار مىشود كه شايعات، اعتماد عمومى را متزلزل مىسازد و افراد جامعه را در انجام كارهاى لازم سست و مردّد مىنمايد.
گرچه اجتماعاتى كه در فشار و خفقان قرار دارند گاهى شايعهسازى و نشر شايعات را به عنوان يك نوع مبارزه و يا انتقامجوئى تعقيب مىكنند.
ولى براى اجتماعات سالم نشر شايعات زيانهاى فراوانى به بار مىآورد و اگر اين شايعات پيرامون افراد لايق، مثبت و مفيد باشد، آنها را در خدمات خود دلسرد مىنمايد، گاهى حيثيت چندين ساله آنها را بر باد مىدهد و مردم را از فوائد وجود آنان محروم مىسازد.
به همين دليل، اسلام صريحاً هم با «شايعهسازى» مبارزه كرده و جعل، دروغ و تهمت را ممنوع مىشمارد و هم با «نشر شايعات»، و آيه فوق نمونهاى از آن است.
***