تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٠
موضوع باز هم تقليل پيدا مىكند.
ثالثاً- بسيارى از ايرادهائى كه افراد كماطلاع بر قوانين اسلام مىگيرند، به خاطر آن است كه يك حكم را به طور مستقل و منهاى تمام احكام ديگر مورد بررسى قرار مىدهند.
به عبارت ديگر، آن حكم را در يك جامعه صد در صد غير اسلامى فرض مىكنند.
ولى اگر توجه داشته باشيم كه: اسلام، تنها اين يك حكم نيست بلكه مجموعه احكامى است كه پياده شدن آن در يك اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى، مبارزه با فقر، تعليم و تربيت صحيح، آموزش و پرورش كافى، آگاهى و بيدارى، و تقوا مىگردد، روشن مىشود كه مشمولان اين حكم چه اندازه كم خواهند بود.
اشتباه نشود! منظور اين نيست كه در جوامع امروز اين حكم نبايد اجراء شود بلكه منظور اين است كه هنگام داورى و قضاوت بايد تمام اين جوانب را در نظر گرفت.
خلاصه، حكومت اسلامى موظّف است براى تمام افراد ملت خود نيازمندىهاى اوّلى زندگى را فراهم سازد، به آنها آموزش لازم را بدهد، و از نظر اخلاقى نيز تربيت كند، بديهى است در چنان محيطى افراد متخلّف بسيار كم خواهند شد.
رابعاً- اگر ملاحظه مىكنيم امروز دزدى فراوان است، به خاطر آن است كه چنين حكمى اجراء نمىشود و لذا در محيطهائى كه اين حكم اسلامى اجراء مىگردد (مانند محيط عربستان سعودى كه تا سالهاى اخير اين حكم در آن اجراء مىشد) امنيت فوقالعادهاى از نظر مالى در همه جا حكمفرما بود.