تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨
كنند، و نه روحيه آنها را به خاطر شايعات دروغين مربوط به شكست تضعيف نمايند، مىفرمايد: «اگر آن را به پيامبر و مسئولان امر (كه قدرت تشخيص دارند) ارجاع مىدادند، آنها از ريشههاى ماجرا مطلع مىشدند» «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ».
«يَسْتَنْبِطُونَهُ» در اصل، از ماده «نَبَط» (بر وزن فقط) و به معنى نخستين آبى است كه از چاه مىكشند و از اعماق زمين استخراج مىگردد، و به همين جهت استفاده كردن هر حقيقتى از دلائل و شواهد مختلف و استخراج آن از مدارك موجود، «استنباط» ناميده مىشود، خواه در مسائل فقهى باشد يا در مسائل فلسفى، سياسى و علمى.
منظور از أُولِى الأَمر: «صاحبان فرمان» در اينجا كسانى هستند كه قدرت تشخيص و احاطه كافى به مسائل مختلف دارند، و مىتوانند «حقايق» را از «شايعات بىاساس» و مطالب راستين را از نادرست براى مردم روشن سازند، كه در درجه اول پيغمبر صلى الله عليه و آله، ائمه اهل بيت عليهم السلام جانشينان او و در درجه بعد دانشمندانى هستند كه در اين گونه مسائل صاحب نظرند.
چنان كه در تفسير «نور الثقلين» از امام باقر عليه السلام در ذيل اين آيه نقل شده كه فرمود: هُمُ الأَئِمَّهُ: يعنى «منظور از اين آيه ائمه اهل بيتند». «١»
و به اين مضمون روايات ديگرى نيز نقل شده است.
ممكن است به اين گونه روايات ايراد كنند، كه پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان نزول آيه بوده است، ولى امامان اهل بيت عليهم السلام، مخصوصاً با منصب امامت، وجود نداشتند