تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٦
همين تناسب، حكم دزد، يعنى كسى كه به طور پنهانى و مخفيانه اموال مردم را مىبرد بيان گرديده است:
نخست مىفرمايد: «دست مرد و زن سارق را قطع كنيد» «وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما».
در اينجا مرد دزد، بر زن دزد، مقدّم داشته شده در حالى كه در آيه حدّ زنا، زن زاينه، بر مرد زانى مقدّم ذكر شده است، اين تفاوت شايد به خاطر آن باشد كه در مورد دزدى عامل اصلى بيشتر مردانند، و در مورد ارتكاب زنا، عامل و محرّكِ مهمتر زنان بىبند و بار!
آنگاه مىگويد: «اين كيفرى است در برابر اعمالى كه انجام دادهاند و مجازاتى است از طرف خداوند» «جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ».
در حقيقت اين جمله اشاره به آن است كه:
اوّلًا- اين كيفر نتيجه كار خودشان است و چيزى است كه براى خود خريدهاند.
و ثانياً- هدف از آن پيشگيرى و بازگشت به حق و عدالت است؛ زيرا «نَكال» به معنى مجازاتى است كه به منظور پيشگيرى و ترك گناه انجام مىشود- اين كلمه در اصل، به معنى لجام و افسار است و سپس به هر كارى كه جلوگيرى از انحراف كند گفته شده است-
و در پايان آيه براى رفع اين توهّم كه مجازات مزبور عادلانه نيست مىفرمايد: «خداوند توانا و حكيم است» «وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ».
هم توانا و قدرتمند است، بنابراين دليلى ندارد كه از كسى انتقام بگيرد، و هم حكيم است، بنابراين دليلى ندارد كه كسى را بىحساب مجازات كند.
***