تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٠
مسأله كشتن و به دار آويختن، همرديف تبعيد بوده باشد، و همه در يك سطح.
اتفاقاً در بسيارى از قوانين جنائى و جزائى دنياى امروز نيز، اين مطلب به وضوح ديده مىشود كه براى يك نوع جنايت چند مجازات را در نظر مىگيرند، مثلًا در پارهاى از جرائم، در قانون مجازات مجرم، حبس از سه سال تا ١٠ سال تعيين شده، و دست قاضى را در اين باره باز گذاشتهاند، مفهوم آن اين نيست كه قاضى مطابق ميل خود سالهاى زندان را تعيين نمايد، بلكه، منظور اين است:
چگونگى وقوع مجازات را كه گاهى با «جهات مخفّفه» و گاهى با «جهات مشدّده» همراه است در نظر بگيرد و كيفر مناسبى انتخاب نمايد.
در اين قانون مهم اسلامى كه درباره محاربان وارد شده، چون نحوه اين جرم و جنايت بسيار متفاوت است و همه محاربان مسلماً يكسان عمل نمىكنند و يكسان نيستند، طرز مجازات آنها نيز متفاوت ذكر شده است.
ناگفته پيدا است شدّتِ عمل فوقالعادهاى كه اسلام در مورد محاربان به خرج داده، براى حفظِ خونهاى بىگناهان و جلوگيرى از حملات و تجاوزهاى افراد قلدر، زورمند، جانى، چاقوكش و آدمكش، به جان و مال و نواميسِ مردم بىگناه است. «١»
در پايان آيه مىفرمايد:
«اين مجازات و رسوائى آنها در دنيا است و تنها به اين مجازات قناعت نخواهد شد، بلكه در آخرت نيز كيفر سخت و عظيمى خواهند داشت» «ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ».
از اين جمله استفاده مىشود كه: حتى اجراى حدود و مجازاتهاى اسلامى