تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٩
اما آيا مجازاتهاى چهارگانه فوق، جنبه تخييرى دارد، يعنى حكومت اسلامى هر كدام از آنها را درباره هر كسى صلاح ببيند اجراء مىكند، و يا متناسب با چگونگىِ جرم و جنايتى است كه از آنها سر زده است؟
يعنى اگر افراد محارب دست به كشتن انسانهاى بىگناهى زدهاند، مجازات قتل براى آنها انتخاب مىشود.
اگر اموال مردم را با تهديد به اسلحه بردهاند، انگشتان دست و پاى آنها قطع مىشود.
اگر، هم دست به آدمكشى و هم سرقت اموال زده باشند اعدام مىشوند و جسد آنها براى عبرتِ مردم، مدتى به دار آويخته مىشود.
و اگر تنها اسلحه به روى مردم كشيدهاند بدون اين كه خونى ريخته شود و يا سرقتى انجام گيرد، به شهر ديگرى تبعيد خواهند شد؟
شك نيست كه معنى دوم، به حقيقت نزديكتر است، و اين مضمون در چند حديث كه از ائمه اهل بيت عليهم السلام نقل شده، به چشم مىخورد. «١»
درست است كه در پارهاى از احاديث اشاره به مخيّر بودن حكومت اسلامى در اين زمينه شده است ولى، با توجه به احاديث سابق منظور از تخيير، اين نيست كه: حكومت اسلامى پيش خود يكى از اين چهار مجازات را انتخاب نمايد و چگونگى جنايت را در نظر نگيرد؛ زيرا بسيار بعيد به نظر مىرسد كه