تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨
دار آويخته شوند، يا اين كه دست و پاى آنها به طور مخالف (دست راست با پاى چپ) بريده شود و يا اين كه از زمينى كه در آن زندگى دارند تبعيد گردند» «إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الأَرْضِ».
چنان كه ملاحظه شد، كيفر كسانى كه با خدا و رسول او به محاربه بر مىخيزند، يا در زمين فساد به راه مىاندازند چهار گونه است: قتل، به دار آويختن، بريدن دست و پا به طور مخالف و تبعيد.
با توجه به اين بيان توضيح ذيل براى رفع ابهام لازم به نظر مىرسد:
منظور از «محاربه با خدا و پيامبر» آن چنان كه در احاديث اهل بيت عليهم السلام وارد شده و شأن نزول آيه نيز كم و بيش به آن گواهى مىدهد اين است كه: كسى با تهديد به وسيله اسلحه به جان يا مال مردم تجاوز كند، اعم از اين كه به صورت دزدان گردنهها در بيرون شهرها چنين كارى كند و يا در داخل شهر.
بنابراين، افراد چاقوكشى كه به جان و مال و نواميس مردم حمله مىكنند نيز مشمول آن هستند.
جالب توجه است كه: محاربه و ستيز با بندگان خدا در اين آيه، به عنوان محاربه با خدا معرفى شده و اين، تأكيد فوقالعاده اسلام درباره حقوق انسانها و رعايت امنيت آنان را ثابت مىكند.
و منظور از «قطع دست و پا» طبق آنچه در كتب فقهى اشاره شده، همان مقدارى است كه در مورد سرقت بيان گرديده، يعنى تنها بريدن چهار انگشت از دست يا پا مىباشد. «١»