تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨
پردهپوشى و دفن آن به هر سو مىدوند، و در اين موقع آرزوهاى دور و دراز كه زاغ سمبل و مظهر آن است به سراغشان مىشتابد، و آنها را به پردهپوشى بر آثار جناياتشان دعوت مىكند، اما در پايان، جز خسران و زيان و حسرت چيزى عائدشان نخواهد شد!
***
نكتهها:
١- در قرآن مجيد نامى از فرزندان آدم عليه السلام نه در اينجا و نه در جاى ديگر برده نشده، ولى طبق آنچه در روايات اسلامى آمده است نام يكى «هابيل» و ديگرى «قابيل» بوده، اما در سفر تكوين «تورات»، باب چهارم، نام يكى «قائن» و ديگرى «هابيل» ذكر شده، و به طورى كه مفسر معروف «ابوالفتوح رازى» مىگويد: در نام هر كدام چندين لغت است، نام اوّلى «هابيل» يا «هابل» يا «هابن» بوده، و نام ديگرى «قابيل» يا «قابين» يا «قابل» يا «قابن» و يا «قبن».
در هر صورت، تفاوت ميان روايات اسلامى و متن «تورات» در مورد نام «قابيل»، بازگشت به اختلاف لغت مىكند و مطلب مهمى نيست.
ولى شگفتآور اين كه يكى از دانشمندان مسيحى اين موضوع را به عنوان يك ايراد بر قرآن ذكر كرده كه: چرا قرآن به جاى «قائن»، «قابيل» گفته است؟! در حالى كه:
اوّلًا- اين گونه اختلاف در لغت و حتى در ذكر نامها فراوان است، مثلًا تورات، «ابراهيم» را «ابراهام» و قرآن او را «ابراهيم» ناميده.
و ثانياً- اساساً اسم هابيل و قابيل در قرآن نيست و تنها در روايات اسلامى آمده است. «١»
***
٢- مىدانيم «قربان» به معنى چيزى است كه باعث تقرّب به پروردگار