تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤١
دوزخيان گردى. و همين است سزاى ستمكاران»!
٣٠- نفس سركش، كم كم او را به كشتن برادرش ترغيب كرد؛ (سرانجام) او را كشت؛ و از زيانكاران شد.
٣١- سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين، جستجو (و كند و كاو) مىكرد؛ تا به او نشان دهد چگونه جسد برادر خود را دفن كند. او گفت: «واى بر من! آيا من نتوانستم مثل اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم»؟! و سرانجام (از ترس رسوائى، و بر اثر فشار وجدان، از كار خود) پشيمان شد.
تفسير:
نخستين قتل در روى زمين!
آيات قبل، درباره بنى اسرائيل و نعمتهاى الهى به آنان و تمرّد از دستور ورود به سرزمين قدس بحث مىنمود.
در اين آيات، داستان فرزندان آدم، و قتل يكى به وسيله ديگرى، شرح داده شده است و شايد ارتباط آن با آيات سابق كه درباره بنى اسرائيل بود اين باشد كه انگيزه بسيارى از خلافكارىهاى بنى اسرائيل مسأله «حسد» بود.
خداوند در اين آيات گوشزد مىكند كه سرانجامِ حسد چگونه ناگوار و مرگبار مىباشد، كه حتى به خاطر آن برادر دست به خون برادر خود مىآلايد!
نخست مىفرمايد: «اى پيامبر! داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان» «وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ».
ذكر كلمه «بِالْحَقِّ» ممكن است اشاره به اين باشد كه سرگذشت مزبور در «عهد قديم» (تورات) با خرافاتى آميخته شده، اما آنچه در قرآن آمده عين واقعيتى است كه روى داده است.