تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣
كرده كه: آنها هنگامى كه در صف مسلمانان در كنار پيغمبر صلى الله عليه و آله قرار مىگيرند، براى حفظ منافع و يا دفع ضرر از خويش، با ديگران هم صدا شده و اظهار اطاعت فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله مىكنند، و مىگويند: با جان و دل حاضريم از او پيروى كنيم.
اما هنگامى كه از خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله خارج شدند، گفتهها و پيمانهاى خويش را به دست فراموشى مىسپارند و در جلسات شبانه تصميمهائى بر ضد سخنان پيغمبر صلى الله عليه و آله مىگيرند، آرى مىفرمايد: «آنها در حضور تو مىگويند: فرمانبرداريم، اما هنگامى كه از نزد تو بيرون مىروند، جمعى از آنها جلسات شبانه سرّى بر ضدّ تو تشكيل مىدهند و تصميمهائى جز آنچه تو مىگوئى مىگيرند» «وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذي تَقُولُ».
از اين جمله استفاده مىشود: منافقان در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بىكار نمىنشستند و با اجتماعات شبانه خود، و مشورت با يكديگر نقشههائى براى كارشكنى در برنامههاى پيغمبر صلى الله عليه و آله طرح مىنمودند.
و مىافزايد: «خداوند آنچه را كه در اين جلسات به تصويب مىرسانند ثبت مىكند» «وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ».
ولى خداوند به پيغمبرش دستور مىدهد كه: از آنها روى بگرداند و از نقشههاى آنها وحشت نكند و هيچ گاه آنها را تكيه گاه در برنامههاى خود قرار ندهد، تنها بر خدا تكيه كند خدائى كه بهترين يار، مددكار و مدافع است، مىفرمايد: «بنابراين، از آنها اعراض كن و بر خدا توكل نما و همين كافى است كه خداوند يار و مدافع باشد» «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكيلًا».
و بدين ترتيب، رسول خدا صلى الله عليه و آله از داشتن جلسات سرّى منافقان اطلاع يافت و طبعاً مىدانست در اين جلسات نسبت به چه امرى تصميمگيرى مىشود.