تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٧
قابل توجه اين كه: آيه فوق، غير از ذكر عيسى عليه السلام، نام مادر او را هم بالخصوص با كلمه «وَ أُمَّهُ» مىبرد، و به اين ترتيب، مادر مسيح عليه السلام را از ميان ساير مردم روى زمين مشخص مىكند.
ممكن است اين تعبير به خاطر آن باشد كه مسيحيان به هنگام پرستش، مادر او را هم مىپرستند، و هم اكنون در كليساها از جمله مجسمههائى كه در برابر آن تعظيم و پرستش مىكنند، مجسمه مريم است كه در آيه ١١٦ سوره «مائده» نيز به اين مطلب اشاره شده:
وَ اذْ قالَ اللَّهُ يا عِيْسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِى وَ أُمِّىَ الهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ: «در روز رستاخيز خداوند مىگويد: اى عيسى ابن مريم! آيا تو به مردم گفتى: من و مادرم را علاوه بر خدا پرستش كنيد»؟!
و در پايان آيه، پاسخى به گفتار آنهائى كه تولد مسيح عليه السلام بدون پدر را دليلى بر الوهيت او مىگيرند، داده، مىفرمايد: «خداوند حكومت آسمانها و زمين و آنچه را ميان اين دو است، در اختيار دارد، هر گونه مخلوقى بخواهد مىآفريند» «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ».
خواه انسانى بدون پدر و مادر، مانند: آدم، و خواه انسانى از پدر و مادر، مانند: انسانهاى معمولى، و خواه فقط از مادر، مانند: مسيح عليه السلام، اين تنوع خلقت دليل بر قدرت او است و دليل بر هيچ چيز ديگر نيست.
و در نهايت، به دليل آن چنين اشاره مىكند: «خداوند بر هر چيزى توانا است» «وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ».
آنچه امكان پذيرشِ هستى داشته باشد، تحت قدرت خداوند قادر متعال است، از ناحيه خداوند هيچ نقص و كاستى نيست، مگر اين كه چيزى خلقتش محال باشد و نقص از ناحيه خودش باشد.
***