تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٥
در مورد يهود مىگويد: تنها عده كمى از آنان پاك و حقشناس بودند، ولى درباره نصارى مىگويد: جمعى از آنان منحرف شدند، از اين تعبير معلوم مىشود:
منحرفان يهود بيشتر از منحرفان نصارى بودهاند.
تاريخ «اناجيل» كنونى مىگويد: تمام آنها ساليان دراز، بعد از مسيح عليه السلام و به دست بعضى از مسيحيان نگاشته شده است و به همين دليل، داراى تناقضهاى آشكارى است و اين نشان مىدهد كه آنها قسمتهاى قابل ملاحظهاى از آيات «انجيل» را به كلّى فراموش كرده بودند، وجود خرافات آشكار در «اناجيل» كنونى مانند: داستان شرابسازى مسيح عليه السلام «١» كه بر خلاف حكم عقل و حتى پارهاى از آيات تورات و انجيل كنونى است و داستان «مريم مَجْدَلِيّه» «٢»
و امثال آن نيز روشنگر اين واقعيت است.
ضمناً بايد توجه داشت: «نصارى» جمع «نصرانى» است و در اين كه علت نامگذارى مسيحيان به اين اسم چيست؟ احتمالات مختلفى دادهاند:
نخست اين كه: به خاطر آن است كه: عيسى عليه السلام در شهر «ناصره» در دوران كودكى پرورش يافت.
نيز احتمال دادهاند: از «نصران» گرفته شده، كه آن هم نام قريهاى است كه «نصارى» به آن علاقه خاصى داشتهاند.
و نيز ممكن است انتخاب اين نام به خاطر آن باشد: هنگامى كه مسيح عليه السلام ناصران و يارانى از مردم طلبيد، آنها دعوت او را اجابت كردند همان طور كه قرآن مىگويد:
«كَما قالَ عِيْسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّيْنَ مَنْ أَنْصارِى الَى اللَّهِ قالَ