تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٢
اين اشخاص در برابر اعمال خود مسئولند؟ و آيا اين يك نوع جبر نيست؟
با دقت در آيات مختلف قرآن و حتى در آيه مورد بحث، روشن مىشود: در موارد بسيارى افراد، بر اثر اعمال خلافشان از لطف خداوند و هدايت او محروم مىشوند.
يعنى در حقيقت عملشان سرچشمه يك سلسله انحرافات فكرى و اخلاقى مىگردد، كه گاه نمىتوانند خود را به هيچ وجه از عواقب آن بر كنار دارند.
اما از آنجا كه هر سببى اثرش به فرمان خدا است اين گونه آثار در قرآن به خداوند نسبت داده شده است، مثلًا در آيه مورد بحث مىفرمايد: چون پيمانشكنى كردند، دلهاى آنها را سخت و غير قابل انعطاف ساختيم.
و در آيه ٢٧ سوره «ابراهيم» مىفرمايد: وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِيْنَ: «خداوند ستمگران را گمراه مىكند» و در آيه ٧٧ سوره «توبه» درباره بعضى از پيمانشكنان مىفرمايد:
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِى قُلُوبِهِمْ الى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمآ أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ:
«به خاطر پيمانشكنى و دروغشان، خداوند تا روز رستاخيز، نفاق را در دلهاى آنها قرار داد»- و نظير اين تعبيرات در قرآن فراوان است.
روشن است: اين آثار سوء كه از عمل خود انسان سرچشمه مىگيرد هيچ گونه منافاتى با روح اختيار و آزادى اراده، ندارد؛ زيرا مقدمات آن به وسيله خود آنان فراهم شده است و آگاهانه در اين وادى گام نهادهاند و اينها محصولات قهرى اعمال خود آنها است.
اين درست به آن مىماند كه كسى از روى عمد مشروبات الكلى بخورد و به هنگامى كه مست شد، دست به جناياتى بزند.