تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٠٠
ماضى است و شايد مراد آن باشد كه آنها دستور پذيرش دعوت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه در تورات آمده بود را يكباره به دست فراموشى سپردند، كه اين خود سبب تحريف مرتب كلمات در طول تاريخ شده است.
سپس اضافه مىفرمايد: «هر روز به خيانت تازهاى از آنها پى مىبرى، مگر دستهاى از آنها كه از اين خيايتها بركنارند و در اقليتند» «وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَليلًا مِنْهُمْ». «١»
و در پايان به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: «از آنها صرفنظر كند و چشم بپوشد؛ زيرا خداوند نيكوكاران را دوست دارد» «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ».
آيا منظور آن است كه از گناهان پيشين اين اقليت صالح صرفنظر كند؟ و يا از اكثريت ناصالح؟
ظاهر آيه، احتمال دوم را تقويت مىكند؛ زيرا اقليت صالح خيانتى نكردهاند كه مشمول عفو شوند، ولى به طور مسلّم اين گذشت و عفو در مورد آزارهائى است كه به شخص پيامبر صلى الله عليه و آله مىرسانيدند، نه در مسائل هدفى و اصولى اسلام كه در آنها گذشت معنى ندارد.
پايان آيه اين نويد را مىدهد كه عفو از آزار افراد و گذشت از آنها انسان را در رديف محسنين و نيكوكاران قرار مىدهد و اين سبب محبوبيت در پيشگاه خدا خواهد شد و روشن است: حبيب براى محبوب خود همواره نعمت و موهبت را مىخواهد.
***