تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٧
و مىدانيم هر خير و بركتى هست در نور است، در حالى كه ظلمت، منبع هرگونه عدم و فقدان مىباشد.
و در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله آمده است:
بِالْعَدْلِ قامَتِ السَّمواتُ وَ الأَرْضِ: «آسمانها و زمين بر اساس عدل استوارند». «١»
اين تعبير، رساترين تعبيرى است كه درباره عدالت ممكن است بشود، يعنى نه تنها زندگى محدود بشر در اين كره خاكى بدون عدالت بر پا نمىشود، كه سر تا سر جهان هستى و آسمانها و زمين همه، در پرتو عدالت و تعادل نيروها و قرار گرفتن هر چيزى در مورد مناسب خود برقرار هستند و اگر لحظهاى، و به مقدار سر سوزنى، از اين اصول منحرف شوند، رو به نيستى خواهند گذارد.
شبيه همين مضمون را در حديث معروف ديگرى مىخوانيم كه مىفرمايد:
الْمُلْكُ يَبْقى مَعَ الْكُفْرِ وَ لا يَبْقى مَعَ الظُّلْمِ: «حكومتها ممكن است كافر باشند و دوام يابند، اما اگر ظالم باشند دوام نخواهند يافت». «٢»
زيرا ستم چيزى است كه اثر آن در همين زندگى، سريع و فورى است، توجه به جنگها، اضطرابها، ناراحتىها، هرج و مرجهاى سياسى، اجتماعى، اخلاقى و بحرانهاى اقتصادى در دنياى امروز، نيز به خوبى اين حقيقت را ثابت مىكند.
اما آنچه بايد كاملًا به آن توجه داشت اين است كه: اسلام تنها «توصيه به عدالت» نمىكند، بلكه مهمتر از آن «اجراى عدالت» است، خواندن اين آيات و